ابو القاسم راز شيرازى

مقدمهء شارح 15

مناهج أنوار المعرفة في شرح مصباح الشريعة و مفتاح الحقيقة ( فارسى )

در ميان امّت مرحومه و انشعاب آنها به فرق عديده و استتار حقيقت دين مبين به جهت غلبه كردن اهل سنّت و منافقين ، تجديد دين و شريعت الهيّهء محمّديّه بوجود فايض الجود حضرت جعفر بن محمّد عليهما السّلام حاصل آمد ؛ گويا احاديث و تحقيقات اين رساله را به جهت تحقيق حقيقت شريعت و دين از لسان گهربار كه چون چشمهء حيوان است ، به جهت دوستان و شيعيان صادق الولا اظهار فرموده كه قاصر بصيرتان بىمعنى تصوّر ننمايند كه اين دين مبين كه خير الاديان است محض صورت عبادات جسمانيّهء بدنيّه مىباشد ؛ لهذا حقايق و روح عبادات را ، از صوم و صلاة و حجّ و زكات و جهاد كه فروع خمسهء دين است به بيانى شريف و تحقيقى لطيف مبيّن فرموده كه اهل شريعت و طريقت و حقيقت تمامى از آن مستفيض مىگردند و ابواب علوم دينيّه كه موقوف عليه عبادات است با اخلاق حسنهء نفسيّه كه ثمرات و نتايج علوم و عبادات است و معارف و عقايد يقينيّهء الهيّهء قلبيّه را به وضعى تبيين و تحقيق مىفرمايد كه به جهت احدى از ارباب اجتهاد و طلب ، شكّى و شبهه‌اى در حقيقت دين باقى نمىماند . و كمتر بابى از ابواب علوم و معارف متعلّقه به اصول و فروع دين است كه در اين رسالهء شريفه بيان نفرموده و نقود معانى اين رسالهء جليلهء

--> نتيجه : نتيجه‌اى كه از اين مقدّمات بدست مىآيد آنست كه : گروه اندكى از اهل حديث خواسته‌اند مقام و منزلت ائمّهء اطهار را با آن‌همه عظمت با معيار افهام خود و در محدودهء مسائل حلال و حرام و سياق كلماتى در اين زمينه‌ها بسنجند درصورتىكه براى حضرات اهل عصمت و طهارت در نهان يارانى وجود داشته است كه از ارباب حقايق بوده‌اند و شاهد بر اين مدّعا تفسير « عرائس البيان » شيخ روزبهان بقلى شيرازى متوفّاى سال 606 هجرى قمرى است و كافيست كه در متن اين تفسير و تحقيق آيات اندكى دقّت شود تا معلوم گردد كه از آغاز تا انجام آن اينجا و آنجا بنقل از حضرت صادق عليه السّلام آن‌قدر از حقايق تأويل به چشم مىخورد كه شخص را به شگفت مىافكند كه اين‌همه حقايق تأويل بلسان اهل معرفت و تحقيق از آن حضرت روايت شده آيا صاحب « عرايس » اين‌همه جواهر آثار را از كدامين گنجينه بدست آورده است ؟ اگر كسى پندارد كه شيخ روزبهان نعوذ باللّه از دست زدن به اين كار خواسته است شيعه را خوشنود سازد كه اين كلمات را بنام آن حضرت ساخته و پرداخته است گوئيم كه شيخ روزبهان كه در روزگار سلطنت صفويان نبوده تا چنين پندارى باطل به او منسوب گردد بلكه او از اجلّه عرفاء قرن ششم و اوائل قرن هفتم يعنى بحبوحه دوران غلبه تسنّن و تقيّه بوده است . پس به ناچار بايد اعتراف كرد كه ارباب حقايق از اصحاب ائمّهء اطهار ديگرند و اصحاب فقه و حديث و اخلاق ديگر و پيوسته مىبايد به اين كلام حكمت نظام توجّه شود كه : ( لو علم أبو ذر ما فى قلب سلمان . . . الخ ) . . . يعنى : سخنها چون بوفق منزل افتاد * در افهام خلايق مشكل افتاد